،+18 زن جوانی براي خريد تختخواب به مغازه رفت . فروشنده هر تختی كه نشان ميداد زن ايراد می گرفت كه ارتفاعش كم است . عاقبت كه ديد فروشنده حاليش نميشه لخت شد وروی تخت خوابيد و ازفروشنده خواست همينكار را بكنه . اون هم ازخداخواسته لباساشو دراورد تا اومد مشغول بشه زن داد زد اخ خ ! شوهرم ! فروشنده ازترس خواست بره زيرتخت اما چون ارتفاعش كم بودو نتونست!! زن گفت حالا فهميدی احمق



چقدر کثیف شدن بعضی دخترا ..... امروز به دوست دخترم زنگ زدم میگم کجایی ؟ میگه پیشه دوستم ندا..... مثله سگ داشت دروغ میگفت! چون ندا پیشه من بود...عوضی،باهاش کات کردم باره اولش نبود ب من دروغ میگفت. دفه قبلم الکی گفت پیش الهامم!